۱۳۸۴/۰۸/۲۲


پاییز
فریدون انوشه


دائم دلم گرفته ، زين روزگار پاييز
وای از حصار غربت ، ‌آه از غبار پاييز
آشفتهء خزان شد ، گلزار آرزوها
طوفان و برگريزان ، آيينه دار پاييز
خرداد خون ما را ، رجالگان کشيدند
از گلشن بهاران ، تا شوره زار پاييز
در باغ خاطر من ، جويای گل چه هستی
هر غنچه ای که ديدی ، اينک شکار پاييز
آواز های شادی ، خاموش گشته ، اينجا
آهنگ ديگری نيست ، غير از هوار پاييز
---- ---- ----
ای نخل های تشنه ،کی بنگرم که باران
از چهره تان بشويد ، گرد و غبار پاييز
ای عطر اطلسی ها ، کی می شود دوباره
من بو کنم شما را ، دور از حصار پاييز
ای خاک تين و زيتون ، کی بينمت بگيری
تقدير ملک خود را ، از اختيار پاييز
تيراژهء رهايی ، در آسمان بخواند
همراه عاشقانت ، پايان کار پاييز
ای دل ترانه ها را ، بگذار تا بهاران
گم می شود صدايت ، در کوهسار پاييز !
۷ مهر ۱۳۷۱

0 نظر:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی